جنبه هاي اساسي دين اسلام
اگر چه اسلام و يهوديت ، هما نند يهاي بسياري دارند ، اما اسلام ، به نوبه خود ، داراي جنبه هاي متمايز و ويژه اي است .
1- اسلام به يك خداي واحد ، به نام الله باورمند است . از اين رو ، ديني كاملا" توحيدي است .
2- اسلام ، حقيقت ، اعتبار ، و اصالت پيامبران ديگري كه پيام خداوند را به مردم رسانده اند ، رد نمي كند و آنها را مي پذيرد . اسلام مي پذيرد كه پيش از محمد (ص) ، پيامبراني همچون نوح ، ابراهيم ، موسي ، عيسي ، وجود داشته اند ، اما محمد (ص) ، آخرين بزرگترين ، وتوانمند ترين پيامبر است و رسالت او مورد احترام همه انسانهاست .
3- اسلام به تقّدس و مرجعيت تورات يهود ، انجيل مسيح و مانند آنها باور دارد ، اما قرآن را كامل ترين و مقدس ترين كتاب مي داند . همانگونه كه گفته شد ،قرآن كتابي است كه ساختار كلي اسلام و اصول اين دين بر آن استوار است .
4- اسلام به وجود فرشتگان و ارواح ، هم مشرب و گرايش خير و شر ، باور دارد . فرشتگان با گرايش خوب ، همواره در آسمان ، به فرمان هستند تا دستورهاي خدا را انجام دهند . در ميان فرشتگان ، جنسيت ، معنايي ندارد ، زيرا همه آنها ، از روح هستند . آنها رفتار انسانها را ثبت مي كنند تا در داوري نهايي به كار آيد . در روز داوري ، فرشتگان (به فرمان خداوند ) مردم را از قبرهايشان به سوي خدا فرا مي خوانند تا داوري نهايي انجام پذيرد . اسلام در كنا فرشتگان مطرود ، به نام ابليس و ياوران او نيز باور دارد . ابليس ، فرمانرواي جهنم است . اسلام همچنين ، به جن هاي خوب و بد نيز باور دارد .
5- اسلام ، به زندگي پس از مرگ ، رستاخيز مردگان در روز داوري و مجازات يا پاداش انسانها از سوي خداوند و رفتن آنها به جهنم و يا بهشت باورمند است .افزون بر اين ، ديدگاه اسلام درباره معاد و آخرت ، كاملا" مشخص و به روشني تعريف شده است
پس از مرگ ، بهشت و جهنم ، جايگاه هميشگي درستكاران و بدكاران است .
6- اسلام ، دين كاملا" منطقي و اصولي است كه قوانين اخلاقي و مذهبي و ديگر دستورهاي فردي و اجتماعي را به عنوان رهنمودهاي اجتماعي ، در اختيار پيروان خود قرار ميدهد .
7- اسلام به طور كامل ، مخالف شرك ، بت پرستي ، كاهن گري و رسوم افراطي است . در حقيقت ، بر ضد تبهكاري دوران جاهليت در عربستان ، اصول و عقايد منطقي خود را مطرح ساخت .
8- اسلام بر قدرت مطلق خداوند باورمند است و بنابراين ، بنظر مي رسد كه تقدير گرايي ، جزء نخستين ويژگيهاي ايمان اسلامي باشد .با اين وجود ، آزادي اراده و مسؤليت انساني ، به طور مطلق ، انكار نشده است .
9- اسلام ، اخلاق كاملا"ناب ، خدمت به انسانها و برادري نوع بشر است .
10- اسلام ، جنگ مقّدسي به نام جهاد عليه مشركان را سفارش مي كند ؛ هرچندكه به كوشش در راه دين نيز جهاد گفته مي شود .
11- در ميان وظايف اخلاقي و مذهبي دستور داده شده از سوي اسلام ، فرمانبري مطلق (تسليم) خداوند از خداوند تقوا و پارسايي و ستايش خداوند ، به عنوان وظيفه اصلي انسان ريا ، شناخته شده است .
جنبه هاي اساسي مسيحيت
اگر چه مسيحيت ، اساسا"ريشه در يهوديت دارد و تا اندازه اي از دين زردشتي تأثير پذيرفته است ، اما از ويژگيهاي برجسته مربوط به خود نيز برخوردار است . در اينجا ، برخي از اين ويژگيهاي مهم به طور مختصر ارائه خواهيم داد.
- مسيحيت ، دين توحيدي است كه فقط به يك خدا باورمند است .
- خداوند ، ماهيت «شخصي» دارد ؛ اگر چه كه به معناي واژه ي «شخصيت» نيست . او آگاهي و اراده دارد و روح پاك است .
- اگر چه خداوند ، يكتاست ، اما نوعي سه گانگي (تثليت) دروني است . اين سه گانگي عبارت است از : خداي پدر ، خداي پسر ، و روح القّدس . او روحي است در سه قالب .
- عيسي(ع) كه پسر و يا گاهي مسيح خداوند شمرده مي شود ، بنيانگذاز اين دين به شمار مي رود . او تجسم حقيقي خداوند بر روي زمين است .
- خداوند ، ويژگيهاي اخلاقي و متافيزيكي بسياري دارد ، اما اساسا" پدري مشفق است .
- خداوند ، آفريدگار ، نگهدارنده و نابود كننده ي جهان است . او جهان را از هيچ آفريده ، و هرگاه بخواهد ، آن را نابود خواهد كرد .
- خداوند ، انسان را به شكل خود آفريد وبنابراين ، انسان ، بالقوه بزرگ و با اهميت است . اما انسان با سوء استفاده از اراده آزادي كه خدا به او بخشيده ، به گناه افتاده است . نخستين گناه آدم ، ريشه اصلي رنج بشر است . گناه ، چيزي به جز نافرماني از خداوند نيست .
- با اين وجود ، خداوند اساسا" مهربان و مشفق است و رهايي انسان را مي خواهد و به همين دليل براي هدايت مردم به راه راست ، مسيح را به زمين فرستاد . بنابر اين ؛ عيسي (ع) ، نجات دهنده انسان است .
- دين حقيقي ، بجز خلوص و فروتني نسبت به خداي رحيم و همنوعان ، چيز ديگري نيست .
- اگر چه زندگي اخلاقي همراه با عشق ، براي رستگاري انسان ، بسنده است ، اما عبادت ساده ي خداوند ، به دور از مراسم و قربانيها نيز در مسيحيت ، سفارش شده است . در نهايت ، نجات يا آزادي ، ميوه لطف خداست .
- مسيحيت ، به ناميرايي روح و زندگي پس از مرگ نيز باورمند است . روز حسابرسي و داوري ، رستاخيز مردگان در پايان جهان ، وهمچنين تخصيص بهشت و دوزخ به مردم بر اساس اعمال دنيوي آنان ، اجزاي اصلي معاد شناسي مسيحيت را تشكيل ميدهند .
- محكوميت به جهنم ، ابدي است ؛ و بهشت ، نماد زندگي جاويدان و همنشيني هميشگي با خداست .
- مسيحيت ، به فرشتگان آسماني خوب و بد نيز باورمند است . شيطان ، اصلي ترين نيروي شّر است كه با تحريك انسانها به گناه ، موجب گسترش شّر مي شود و نافرماني آدم نيز به تحريك وي انجام شده است . با اين همه ، شيطان كه سرور جهنم است ، در كنترل خداوند قرار دارد .
جنبه هاي اساسي دين يهود
- يهوديت ، نمونه كلاسيك دين نبوي است كه خداوند ، دين را به « مردم برگزيده ي » خود ارائه داده است . سرگذشت اين دين بيانگر اين واقعيت است كه خدا با انسان سخن مي گويد و راه رستگاري را به او نشان مي دهد .
- يهوديت ، دين كاملا" توحيدي است كه فقط به يك خدا باورمند است . البته اين خدا ، شخصيتي دارد كه هيچگونه همگني با شخصيت انسانهاي معمولي ندارد . او از آگاهي واراده برخوردار است و به نيايش و عبادتهاي مردم گوش فرا داده و به دعاي آنان ، پاسخ مي دهد .
- خداوند ، افزون بر ويژگيهاي متافيزيكي ؛ همچون علم مطلق و قدرت مطلق ، از ويژگيهاي اخلاقي ، همانند عدالت ، لطف ، مهرباني ، عشق ، قداست و مانند آنها نيز برخوردار است .
- از آنجا كه خداي يهود ، سرشار از ويژگيهاي اخلاقي است ، مي توان دين يهود را اساسا" ديني اخلاقي دانست كه قوانين اخلاقي و راه زندگي ( عدالت ، شفقت ، انسانيت ، شرف ، حيا و مانند آنها ) را ارائه ميدهد . البته خداوند از انسان مي خواهد تا او را بندگي و عبادت كند ، اما كمترين ميزان بندگي مورد انتظار خداوند از انسان ، آن است كه به تورات (قانون ) الهي و فرايض ابلاغ شده ، عمل كند .
- جهان ، به وسيله خداوند آفريده شده و وابسته به او ست ، اما جهان ، حقيقت است . جهان ، سراي بازي و سرگرمي و يا ماتم نيست ، بلكه زمينه تلاشي براي درستكاري ، عدالت و مانند آنهاست . انسان با حضور در زمين ، فرصت يافته است تا راه زندگي درستكارانه اي را بپيمايد و در راستاي هدف خداوند از آفرينش او ، گام نهد .
- يهوديت ، به پيامبران بسياري باورمند است كه از ميان آنان ، موسي (ع) ، بزرگترين و محبوب ترين فرستاده خداوند ، پنداشته شده است .
- يهوديت ، همچنين به ارواح و فرشتگان نيك و بد باورمند است . شيطان ، مهمترين روح شّر و بدي است كه به گسترش شر و بدي در جهان كمك مي كند . با اين وجود ، يهوديت ، شيطان را خارج از كنترل خداوند نمي داند .
- يهوديت ، به ناميرايي روح و در نتيجه ، زندگي پس از مرگ نيز باور دارد . اگر چه عقايد مربوط به زندگي پس از مرگ در يهوديت ، چندان روشن نيست ، ولي مي توان گفت كه باورمندي به رستاخيز مردگان و تخصيص بهشت و يا دوزخ به آنان ، متناسب با اعمال دنيوي آنان ، اجزاي اصلي آن را تشكيل مي دهد .
- با وجود تأكيد يهوديت بر ارزشمندي شيوه ي اخلاقي عمل انسان ، اين دين ، مقيد به اجراي مراسم ، جشنهاي مذهبي ، شيوه هاي آييني نيايش و ستايش و مانند آنهاست .
جنبه هاي اساسي دين زردشت
دين زردشتي ، همانند اديان ديگر ، به دليل برخي از جنبه هاي متمتيز و مشخص آن ، معروف است .
- دين زردشتي ، دين توحيدي با نوعي ثنويت (دوگانگي) دروني در الوهيّت است .
- اهورا مزدا ، خداي بزرگ است كه به عنوان قادر مطلق ، آگاه مطلق ، و نيكي مطلق ، دانسته شده است . او ، آفريننده و حاكم جهان نيز شناخته شده است .
- خداوند ، دست نيافتني است و بنابر اين ، با دانش معمولي بشر ، شناختني نيست. با اين وجود ، گاهي خود را به وسيله فرشتگان ، به انسانها مي نماياند .
- جهان ، ميدان نبرد دو نيروي خير و شر ، تصوير شده كه سپند مينو ، نشانگر خير ، و انگره مينو يا اهريمن ، نشانگر نيروي شر است . اين نبرد ، بايد ادامه يابد تاآنگاه كه سرانجام ، نيروي خير بر نيروي شر ، چيره شود .
- انسان را آزادي اراده عطا كردند تا او آزادي گزينش خود را با گزينش جانب نيروي نيكي عليه نيروي بدي بيازمايد به همين دليل ، چنين انساني بجز زندگي پرهيزكارانه ، كار ديگري ندارد . با اين وجود ، راهي را كه انسان بر مي گزيند ، كاملا" به خود او بستگي دارد .
- دين زردشتي به زندگي پس از مرگ نيز باورمند است . در آن زندگي ، جايگاه انسان كاملا" مطابق با قانون پاداش و كيفر ، تعيين مي شود . آنان كه اعمال نيكشان ، بيشتر از اعمال بدشان باشد ، به بهشت يا جايگاه تنعّم و شادي فرستاده مي شوند ؛ در حالي كه آنان كه اعمال بدشان ، بيشتر از اعمال خوبشان است ، به جهنم ، جايگاه رنجهاي هولناك فرستاده مي شوند .
- با اين وجود ، محكوميت جهنم ، ابدي نيست و دين زردشتي ، شادماني نهايي و زندگي خوب را به همه پيروان نويد مي دهد .
- دين زردشتي به وجود فرشتگاني باورمند است كه همواره پيرامون خداوند ايستاده و منتظر دستورهاي او هستند .
- در اين دين ، ارواح شر نيز وجود دارند كه اهريمن را براي گسترش شر در جهان ، ياري ميدهند .
- اين دين ، دين اخلاقي بدون تشريفات است و پندار نيك ، گفتار نيك ، و كردار نيك ، اصلي ترين فضايل اخلاقي آن به شمار مي روند .
- اگر چه در دين زردشتي ، عبادت و يا پرستش اهورا مزدا تجويز شده ، اما زندگي مذهبي عمدتا" در بر گيرنده گسترش فضايل اخلاقي است .
- آتش ، پديده اي بسيار پاك و نماد الوهيت است .
دين اسلام
سرآغاز
اسلام ، دين نبوي است كه تقريبا" نسبت به اديان ديگر ، جوان است . ريشه پيدايش اين دين ، به آموزه هاي محمد (ص) ، پيامبر اين دين باز مي گردد كه پيروانش ، او را رسول الله مي نامند . اسلام ، حقيقت ، اعتبار واصالت پيامبران ديگري همچون ابراهيم (ع) ، موسي (ع) ، وعيسي (ع) را مي پذيرد ، اما محمد (ص) ، آخرين و بزرگترين آنها به شمار مي آيد . تعاليم وي ، تعاليم نهايي شمارده مي شود كه همه انسانها بايد آن را اجرا كرده و از آنها پيروي كنند . اكر چه اسلام بر آن است كه دين مستقلي است ومستقيما" با وحي خداوند به محمد (ص) به وجود آمده ، اما نشانه هايي از تأثير اديان ديگر همچون يهوديت ، مسيحيت ، و زردشتي بر آن ديده مي شود .
بسياري بر اين باورند كه اسلام ، همان دين يهوديت است كه اشتياق به تبليغ دين نيز به آن افزوده شده و اخلاق آن ، نمونه كامل و عملي موعظه از فراز كوه ، شناخته شده است . ما بر اين باور نيستيم كه اين سخنان ، درست هستند ، اما به خوبي آشكار است كه اسلام و يهوديت ، هماننديهاي بسياري دارند ، و اين نكته شگفتي نيست ، زيرا اسلام و يهوديت ومسيحيت ، ريشه پيدايش واحدي دارند و هر سه ، جزء اديان سامي هستند . در اين بخش ، خواهيم ديد كه بين اين اديان ، در مورد مفهوم خدا ، آخرت ، بهشت و دوزخ ، همانند يهاي بسياري وجود دارد . با اين وجود ، اسلام با ارائه ي روشي متمايز از زندگي كه آن را به صورت اصول دقيق زندگي روزانه به پيروان خود مي آموزد ، سيماي متمايزي به خود مي گيرد . محمد (ص) در جمعه 17 ربيع الاول ، سال عام الفيل هنگام طلوع آفتاب در مكه متولد شد . ولادت محمد(ص) با حوادث خارق العاده اي همراه بود ، در همان لحظه تولد همه بتهاي كعبه بر زمين افتادند ، ايوان كسري لرزيد و چهارده كنگره آن فرو ريخت . درياچه ساوه را كه سالها مي پرستيدند ، فرو رفت و خشك گرديد . آتشكده فارس كه هزار سال روشن بود ، خاموش شد و تخت همه پادشاهان جهان واژگون شد . آن حضرت در 6 سالگي مادرش را از دست داد . در آن زمان ، عربستان سرزمين شرك بود و هرگونه آيين و رسوم افراطي و بت پرستي در آنجا رواج داشت . محمد(ص) عليه همه آنها ، به تبليغ دين كاملا" توحيدي و زندگي كاملا" اصولي و رها از هرگونه رسوم گرايي افراطي و يا بت پرستي پرداخت . بنابراين ، دين محمد (ص) به عنوان مصلح عقايد و اعمال مذهبي رايج در عربستان پديدار شد ؛ به گونه اي كه از اين ديدگاه مي توان نقش آن را با برخي از اديان ديگر ، همچون بوديسم و مسيحيت ، مقايسه كرد. محمد(ص) در 25 سالگي وارد كاروان بازرگاني خديجه شد وسفري به شام رفت . دراين سفر راهبي او را شناخت واز آينده او به غلام خديجه خبر داد . خديجه نيز كه 40يا 45 سال داشت با شنيدن كرامات محمد(ص) ازدواج خود را به او عرضه داشت و پيامبر (ص) نيز با خديجه ازدواج كرد . پيغمبر از خديجه سه پسر داشت كه هر سه پيش از بعثت مردند وچهار دختر كه از ميان آنها ، تنها فاطمه زهرا (س) باقي ماند . محمد (ص) در سن چهل سالگي ، با وحي خداوند كه به وسيله جبرئيل به وي ابلاغ شد ، به نبوت رسيد و مدت 13 سال در مكه مردم را به يكتا پرستي دعوت كرد . در حقيقت ، حتي پيش از وحي نيز نشانه هايي از حالت ها و ويژگيهاي برجسته روحاني در محمد (ص) ديده مي شد . او غالبا" براي دعا و تفكر ،در غار حرا خلوت مي گزيد ؛ وي شيفته خلوت گزيني بود . سرانجام ، محمد (ص) از راه وحي الهي به نبوت رسيد . آوايي كه محمد (ص) در اين وحي شنيد ، چنين بود : « اي محمد ! تو رسول خدايي و من جبرييل هستم .»
سپس جبرئيل از محمد (ص) خواست كه آيه هاي زير را بخواند :
« بخوان به نام پروردگارت كه آفريد ، خدايي كه انسان را از لخته هاي خون آفريد . بخوان ! (بدان كه) پروردگارت ، كريم ترين است . خدايي كه نوشتن را با قلم آموخت و آنچه را كه انسان نمي دانست ، به او آموخت . »
محمد(ص) آن را خواند وجبرئيل از او جدا شد . اما پس از اين مكاشفه ، محمدم(ص) آكنده از ترس شد و پس از دلداريهاي خديجه و حضور دوباره ي جبرئيل وياداوري اينكه او پيامبر خداست ، به حالت نخستين بازگشت . در نخستين مرحله ، هنگامي كه محمد(ص) رسالت خود را آغاز كرد ، پيروان اندكي داشت و نخستين كساني كه به او ايمان آوردند ، همسرش خديجه و امام علي (ع) بودند . پس از كوششهاي بسيار ، براي ترويج اسلام ، آن حضرت در 28 صفر سال يازدهم هجري قمري در سن 63 سالگي در مدينه از دنيا رفت . آنگونه كه گفته شده ، اسلام ، دين كتاب است و تمام اصول اساسي اسلام ، در كتابي به نام « قرآن » گرد آمده است . قرآن ، واژه ها و سخنان خداوند است كه به وسيله جبرئيل بر محمد(ص) نازل شده است و چنانكه از ريشه آن بر مي آيد ، به معني قرائت كردن (خواندن) است . بنابر اين ، قرآن ، مطالبي است كه پيامبر اسلام براي پيروان خود قرائت كرد و آنان نيز آن را نوشته اند . افزون بر اين ، قرآن در اسلام ، كتاب ابدي و جاويد خداوند به شمار مي آيد . محمد(ص) آن را از جبرئيل گرفته و براي پيروان خود قرائت كرده است . بنابراين قرآن ، كتاب مقّدس الهي است كه به 114 سوره تقسيم شده و تمام اصول اساسي اين دين را در بر مي گيرد .
دين زردشت
سرآغاز
دين زردشتي ، يكي از كهن ترين اديان جهان است كه احتمالا" 2500 تا3000 سال ، پيشينه دارد . هم اكنون ، اين دين داراي پيروان اندكي است و بسياري از آنان ، حتي در مورد ادعاي اين دين به عنوان دين زنده ، ترديد دارند . اما اين دين ، به دليل ارزش ذاتي آن به عنوان دين اخلاقي ونيز تأثير شايان توجه آن بر ادياني همچون يهوديت ، مسيحيت واسلام ، هنوز شايسته آن است كه در اينجا ، مورد بحث قرار گيرد .
زردشتي، دين ايران باستان وپارسيان سراسر جهان است (هر چند كه تعداد آنها اندك است) وحتي هم اكنون به اين دين عمل مي كنند . زردشت پيامبر كه روايت لاتين به Zoroaster مشهور است ، بنيان گذار اين دين ، و زنداوستا يا اوستا ، به عنوان كتاب مقدس دين زردشتي دانسته سده است . در مورد زمان واقعي تولد زردشت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد ، اما اين نكته كما بيش روشن است كه وي با بسياري از حكماي باستاني هند ودايي ، هم دوران بوده است . در زنداوستا ، نشانه هاي آشكاري از تأثير هاي ودايي به چشم مي خورد .
پيش از ظهور زردشت در صحنه مذهبي ايران باستان ، گرايش افراطي به برگزاري آيين ها ، مراسم خرافي ، كاهن پروري ، واينگونه كاري ناپسند در زمينه دين ، حكمفرما بود ونوعي چند خدايي مطلق در همه جا رواج داشت . اين آشفتگي ونا به ساماني در حوزه دين ، به خوبي در آغاز نخستين سرود گاتها در اوستا ، توصيف شده است . درآنجا گفته شده است كه بشريت گيج وپريشان ، به خداي آفريننده بزرگ ، نزديك شده و شكايت مي كند كه شرو بدي ، تمام زمين را را فرا گرفته است وبنابر اين ، بايد يك ناجي به سوي زمين بفرستد . به دنبال آن ، خداي بزرگ ، از فرشتگان درگاه خود مي پرسد كه آيا آنها مي توانند كسي را نام ببرند كه بتواند اين وظيفه را بر عهده گيرد . هنگامي كه فرشتگان ، ناتواني خود را نشان مي دهند ، خداوند بزرگ ، از زردشت به عنوان ناجي بشر نام مي برد واو را به زمين مي فرستد .
هر چند كه اين داستان ، اسطوره بنظر مي آيد ، اما نشانگر وضعيت نابسامان ايران باستان در زمان تولد زردشت پيامبر است . زردشت در آغاز ، همانند انساني معمولي با همسر (احتمالا" 3 همسر ) وفرزندان خود زندگي مي كرد ودر سن 30 سالگي بود كه يامي الهامي از سوي خداوند دريافت كرد . در كنار رودخانه اي ، فرشته وهومانا 9 بار به شكل انسان در برابر او پديدار شد . فرشته به زردشت گفت كه فقط يك خدا ؛ به نام اهورا مزدا وجود دارد واو (زردشت) بايد به عنوان پيامبر او خدمت كند . در سراسر 10 سال بعد ، زردشت الهام هاي ديگري نيز دريافت كرد وطي آنها ، هر يك از فرشتگان اهورا مزدا ، بر او پديدار شدند وحقايق ديگري را بر او آشكار كردند . زردشت ، بنابر الهام هاي دريافتي ، تبليغ حقايق مذهبي را آغاز كرد ، اما در آغاز ، موفقيتي به دست نياورد . او از سوي مردم ، به عنوان گستراننده ارواح شر و بدي محكوم شد . اما سرانجام ، موفق شد دست كم پسر عموي خود (maidhyomah )را به كيش خود وا دارد . سپس ، او وپسر عمويش ، به دربار وشتاسب در بلخ شتافتند . اين دو براي وادار ساختن پادشاه به كيش خود ، تلاش بسياري كردند ، اما نتوانستند موفق شوند ، تا آنگاه كه زردشت ، اسب بيمار پادشاه رابهبودي بخشيد . در اين هنگام پادشاه وهمگي درباريان ، همراه با مردم سرزمين او ، پيرو زردشت شدند واز آن به بعد ، نقطه عطفي در تاريخ گسترش دين زردشتي پديدار شد . در سالهاي بعد ، دين زردشتي به ياري پادشاه وحتي گاهي از راه جنگهاي مقّدس ، به سرعت گسترش يافت . زردشت در سن 77 سالگي به دست يكي از سربازان دشمن كشته شد . مهمترين اصلي كه زردشت به پيروان خود آموخت ، توحيد اخلاقي نوين او بود . زردشت با رد كردن ستايش خدايان گوناگون ، به پيروان خود آموخت كه اهورا مزدا ، يكتا خدايي است كه بايد پرستش شود . زردشت از اين سنت آريايي كه در وراي پرستش تمام خدايان گوناگون در دوران ودايي ، يك حقيقت را مي ديد ، به خوبي آگاه بود . وجود برتر ، كسي است كه خردمند ، او را به نامهاي گوناگون مي خواند . اين نكته ، از ويژگيهاي ايمان آريايي بود و زردشت ، به خوبي از آن آگاه بود . زردشت ، اهورا مزدا را اساسا" با واژه هاي اخلاقي توصيف كرد . او ، اهورا مزدا را والاترين نيكي نام نهاد وزندگي همراه با راستي ودرستي را به مردم آموخت تا به ياري آنان ، نيروي نيكي خداوند را تقويت كند . مهمترين دستورهاي 3 گانه اخلاقي زردشت ، پندار نيك ، گفتار نيك ، وكردار نيك بود ونشانگر شيوه اي است كه زردشت با توجه به آنها مي خواست آييني كاملا" اخلاقي وبدون هرگونه تشريفات گرايي و گرايش افراطي به آيين ها و مراسم بيهوده را پي ريزي كند .

