تبليغاتX
نگرشی بر ادیان و مذاهب جهان



جنبه هاي اساسي دين اسلام

 

    اگر چه اسلام و يهوديت ، هما نند يهاي  بسياري  دارند ، اما اسلام ، به نوبه خود ، داراي جنبه هاي           متمايز و ويژه اي است .

1- اسلام به يك خداي واحد ، به نام الله باورمند است . از اين رو ، ديني كاملا" توحيدي است .

2- اسلام ، حقيقت ، اعتبار ، و اصالت پيامبران ديگري كه پيام خداوند را به مردم رسانده اند ، رد نمي كند و آنها را مي پذيرد . اسلام مي پذيرد كه پيش از محمد (ص) ، پيامبراني همچون نوح ، ابراهيم ، موسي ، عيسي ، وجود داشته اند ، اما محمد (ص) ، آخرين بزرگترين ، وتوانمند ترين پيامبر است و رسالت او مورد احترام همه انسانهاست .

3- ­اسلام به تقّدس و مرجعيت تورات يهود ، انجيل مسيح و مانند آنها باور دارد ، اما قرآن را كامل ترين و مقدس ترين كتاب مي داند . همانگونه كه گفته شد ،قرآن كتابي است كه ساختار كلي اسلام و اصول اين دين بر آن استوار است .

4- اسلام به وجود فرشتگان و ارواح ، هم مشرب و گرايش خير و شر ، باور دارد . فرشتگان با گرايش خوب ، همواره در آسمان ، به فرمان هستند تا دستورهاي خدا را انجام دهند . در ميان فرشتگان ، جنسيت ، معنايي ندارد ، زيرا همه آنها ، از روح هستند . آنها رفتار انسانها را ثبت مي كنند تا در داوري نهايي به كار آيد . در روز داوري ، فرشتگان (به فرمان خداوند ) مردم را از قبرهايشان به سوي خدا فرا مي خوانند تا داوري نهايي انجام پذيرد . اسلام در كنا فرشتگان مطرود ، به نام ابليس و ياوران او نيز باور دارد . ابليس ، فرمانرواي جهنم است . اسلام همچنين ، به جن هاي خوب و بد نيز باور دارد .

5- اسلام ، به زندگي پس از مرگ ، رستاخيز مردگان در روز داوري و مجازات يا پاداش انسانها از سوي خداوند و رفتن آنها به جهنم و يا بهشت باورمند است .افزون بر اين ، ديدگاه اسلام درباره معاد و آخرت ، كاملا" مشخص و به روشني تعريف شده است

پس از مرگ ، بهشت و جهنم ، جايگاه هميشگي درستكاران و بدكاران است .

6- اسلام ، دين كاملا" منطقي و اصولي است كه قوانين اخلاقي و مذهبي و ديگر دستورهاي فردي و اجتماعي را به عنوان رهنمودهاي اجتماعي ، در اختيار پيروان خود قرار ميدهد .

7- اسلام به طور كامل ، مخالف شرك ، بت پرستي ، كاهن گري و رسوم افراطي است . در حقيقت ، بر ضد تبهكاري دوران جاهليت در عربستان ، اصول و عقايد منطقي خود را مطرح ساخت .

8- اسلام بر قدرت مطلق خداوند باورمند است و بنابراين ، بنظر مي رسد كه تقدير گرايي ، جزء نخستين ويژگيهاي ايمان اسلامي باشد .با اين وجود ، آزادي اراده و مسؤليت انساني ، به طور مطلق ، انكار نشده است .

9-  اسلام ، اخلاق كاملا"ناب ، خدمت به انسانها و برادري نوع بشر است .

10-  اسلام ، جنگ مقّدسي به نام جهاد عليه مشركان را سفارش مي كند ؛ هرچندكه به كوشش در راه دين نيز جهاد گفته مي شود .

11-  در ميان وظايف اخلاقي و مذهبي دستور داده شده از سوي اسلام ، فرمانبري مطلق (تسليم) خداوند از خداوند تقوا و پارسايي و ستايش خداوند ، به عنوان وظيفه اصلي انسان ريا ، شناخته شده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386;ساعت 18:45;  توسط ذاکر;  | 

جنبه هاي اساسي مسيحيت

 

اگر چه مسيحيت ، اساسا"ريشه در يهوديت دارد و تا اندازه اي از دين زردشتي تأثير پذيرفته است ، اما از ويژگيهاي برجسته مربوط به خود نيز برخوردار است . در اينجا ، برخي از اين ويژگيهاي مهم به طور مختصر ارائه خواهيم داد.

  1. مسيحيت ، دين توحيدي است كه فقط به يك خدا باورمند است .
  2. خداوند ، ماهيت «شخصي» دارد ؛ اگر چه كه به معناي واژه ي «شخصيت» نيست . او آگاهي و اراده دارد و روح پاك است .
  3. اگر چه خداوند ، يكتاست ، اما نوعي سه گانگي (تثليت) دروني است . اين سه گانگي عبارت است از : خداي پدر ، خداي پسر ، و روح القّدس . او روحي است در سه قالب .
  4. عيسي(ع) كه پسر و يا گاهي مسيح خداوند شمرده مي شود ، بنيانگذاز اين دين به شمار مي رود . او تجسم حقيقي خداوند بر روي زمين است .
  5. خداوند ، ويژگيهاي اخلاقي و متافيزيكي بسياري دارد ، اما اساسا" پدري مشفق است .
  6. خداوند ، آفريدگار ، نگهدارنده و نابود كننده ي جهان است . او جهان را از هيچ آفريده ، و هرگاه بخواهد ، آن را نابود خواهد كرد .
  7. خداوند ، انسان را به شكل خود آفريد وبنابراين ، انسان ، بالقوه بزرگ و با اهميت است . اما انسان با سوء استفاده از اراده آزادي كه خدا به او بخشيده ، به گناه افتاده است . نخستين گناه آدم ، ريشه اصلي رنج بشر است . گناه ، چيزي به جز نافرماني از خداوند نيست .
  8. با اين وجود ، خداوند اساسا" مهربان و مشفق است و رهايي انسان را مي خواهد و به همين دليل براي هدايت مردم به راه راست ، مسيح را به زمين فرستاد . بنابر اين ؛ عيسي (ع) ، نجات دهنده انسان است .
  9. دين حقيقي ، بجز خلوص و فروتني نسبت به خداي رحيم و همنوعان ، چيز ديگري نيست .
  10. اگر چه زندگي اخلاقي همراه با عشق ، براي رستگاري انسان ، بسنده است ، اما عبادت ساده ي خداوند ، به دور از مراسم و قربانيها نيز در مسيحيت ، سفارش شده است . در نهايت ، نجات يا آزادي ، ميوه لطف خداست .
  11. مسيحيت ، به ناميرايي روح و زندگي پس از مرگ نيز باورمند است . روز حسابرسي و داوري ، رستاخيز مردگان در پايان جهان ، وهمچنين تخصيص بهشت و دوزخ به مردم بر اساس اعمال دنيوي آنان ، اجزاي اصلي معاد شناسي مسيحيت را تشكيل ميدهند .
  12. محكوميت به جهنم ، ابدي است ؛ و بهشت ، نماد زندگي جاويدان و همنشيني هميشگي با خداست .
  13. مسيحيت ، به فرشتگان آسماني خوب و بد نيز باورمند است . شيطان ، اصلي ترين نيروي شّر است كه با تحريك انسانها به گناه ، موجب گسترش شّر مي شود و نافرماني آدم نيز به تحريك وي انجام شده است . با اين همه ، شيطان كه سرور جهنم است ، در كنترل خداوند قرار دارد .  
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386;ساعت 11:9;  توسط ذاکر;  | 

جنبه هاي اساسي دين يهود

  1. يهوديت ، نمونه كلاسيك دين نبوي است كه خداوند ، دين را به « مردم برگزيده ي » خود ارائه داده است . سرگذشت اين دين بيانگر اين واقعيت است كه خدا با انسان سخن مي گويد و راه رستگاري را به او نشان مي دهد .
  2. يهوديت ، دين كاملا" توحيدي است كه فقط به يك خدا باورمند است . البته اين خدا ، شخصيتي دارد كه هيچگونه همگني با شخصيت انسانهاي معمولي ندارد . او از آگاهي واراده برخوردار است و به نيايش و عبادتهاي مردم گوش فرا داده و به دعاي آنان ، پاسخ مي دهد .
  3. خداوند ، افزون بر ويژگيهاي متافيزيكي ؛ همچون علم مطلق و قدرت مطلق ، از ويژگيهاي اخلاقي ، همانند عدالت ، لطف ، مهرباني ، عشق ، قداست و مانند آنها نيز برخوردار است .
  4. از آنجا كه خداي يهود ، سرشار از ويژگيهاي اخلاقي است ، مي توان دين يهود را اساسا" ديني اخلاقي دانست كه قوانين اخلاقي و راه زندگي ( عدالت ، شفقت ، انسانيت ، شرف ، حيا و مانند آنها ) را ارائه ميدهد . البته خداوند از انسان مي خواهد تا او را بندگي و عبادت كند ، اما كمترين ميزان بندگي مورد انتظار خداوند از انسان ، آن است كه به تورات (قانون ) الهي و فرايض ابلاغ شده ، عمل كند .
  5. جهان ، به وسيله خداوند آفريده شده و وابسته  به او ست ، اما جهان ، حقيقت است . جهان ، سراي بازي و سرگرمي و يا ماتم نيست ، بلكه زمينه تلاشي براي درستكاري ، عدالت و مانند آنهاست . انسان با حضور در زمين ، فرصت يافته است تا راه زندگي درستكارانه اي را بپيمايد و در راستاي هدف خداوند از آفرينش او ، گام نهد .
  6. يهوديت ، به پيامبران بسياري باورمند است كه از ميان آنان ، موسي (ع) ، بزرگترين و محبوب ترين فرستاده خداوند ، پنداشته شده است .
  7. يهوديت ، همچنين به ارواح و فرشتگان نيك و بد باورمند است . شيطان ، مهمترين روح شّر و بدي است كه به گسترش شر و بدي در جهان كمك مي كند . با اين وجود ، يهوديت ، شيطان را خارج از كنترل خداوند نمي داند .
  8. يهوديت ، به ناميرايي روح و در نتيجه ، زندگي پس از مرگ نيز باور دارد . اگر چه عقايد مربوط به زندگي پس از مرگ در يهوديت ، چندان روشن نيست ، ولي مي توان گفت كه باورمندي به رستاخيز مردگان و تخصيص بهشت و يا دوزخ به آنان ، متناسب با اعمال دنيوي آنان ، اجزاي اصلي آن را تشكيل مي دهد .
  9. با وجود تأكيد يهوديت بر ارزشمندي شيوه ي اخلاقي عمل انسان ، اين دين ، مقيد به اجراي مراسم ، جشنهاي مذهبي ، شيوه هاي آييني نيايش و ستايش و مانند آنهاست .
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386;ساعت 14:40;  توسط ذاکر;  | 

جنبه هاي اساسي دين زردشت

دين زردشتي ، همانند اديان ديگر ، به دليل برخي از جنبه هاي متمتيز و مشخص آن ، معروف است .

  1. دين زردشتي ، دين توحيدي با نوعي ثنويت (دوگانگي) دروني در الوهيّت است .
  2. اهورا مزدا ، خداي بزرگ است كه به عنوان قادر مطلق ، آگاه مطلق ، و نيكي مطلق ، دانسته شده است . او ، آفريننده و حاكم جهان نيز شناخته شده است .
  3. خداوند ، دست نيافتني است و بنابر اين ، با دانش معمولي بشر ، شناختني نيست. با اين وجود ، گاهي خود را به وسيله فرشتگان ، به انسانها مي نماياند .
  4. جهان ، ميدان نبرد دو نيروي خير و شر ، تصوير شده كه سپند مينو ، نشانگر خير ، و انگره مينو يا اهريمن ، نشانگر نيروي شر است . اين نبرد ، بايد ادامه يابد تاآنگاه كه سرانجام ، نيروي خير بر نيروي شر ، چيره شود .
  5. انسان را آزادي اراده عطا كردند تا او آزادي گزينش خود را با گزينش جانب نيروي نيكي عليه نيروي بدي بيازمايد به همين دليل ، چنين انساني بجز زندگي پرهيزكارانه ، كار ديگري ندارد . با اين وجود ، راهي را كه انسان بر مي گزيند ، كاملا" به خود او بستگي دارد .
  6. دين زردشتي به زندگي پس از مرگ نيز باورمند است . در آن زندگي ، جايگاه انسان كاملا" مطابق با قانون پاداش و كيفر ، تعيين مي شود . آنان كه اعمال نيكشان ، بيشتر از اعمال بدشان باشد ، به بهشت يا جايگاه تنعّم و شادي فرستاده مي شوند ؛ در حالي كه آنان كه اعمال بدشان ، بيشتر از اعمال خوبشان است ، به جهنم ، جايگاه رنجهاي هولناك فرستاده مي شوند .
  7. با اين وجود ، محكوميت جهنم ، ابدي نيست و دين زردشتي ، شادماني نهايي و زندگي خوب را به همه پيروان نويد مي دهد .
  8. دين زردشتي به وجود فرشتگاني باورمند است كه همواره پيرامون خداوند ايستاده و منتظر دستورهاي او هستند .
  9. در اين دين ، ارواح شر نيز وجود دارند كه اهريمن را براي گسترش شر در جهان ، ياري ميدهند .
  10. اين دين ، دين اخلاقي بدون تشريفات است و پندار نيك ، گفتار نيك ، و كردار نيك ، اصلي ترين فضايل اخلاقي آن به شمار مي روند .
  11. اگر چه در دين زردشتي ، عبادت و يا پرستش اهورا مزدا تجويز شده ، اما زندگي مذهبي عمدتا" در بر گيرنده گسترش فضايل اخلاقي است .
  12. آتش ، پديده اي بسيار پاك و نماد الوهيت است .
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386;ساعت 16:7;  توسط ذاکر;  | 

                                                                دين اسلام

 

                                                                   سرآغاز

 

اسلام ، دين نبوي است كه تقريبا" نسبت به اديان ديگر ، جوان است . ريشه پيدايش اين دين ، به آموزه هاي محمد (ص) ، پيامبر اين دين باز مي گردد كه پيروانش ، او را رسول الله مي نامند . اسلام ، حقيقت ، اعتبار واصالت پيامبران ديگري همچون ابراهيم (ع) ، موسي (ع) ، وعيسي (ع) را مي پذيرد ، اما محمد (ص) ، آخرين و بزرگترين آنها به شمار مي آيد . تعاليم وي ، تعاليم نهايي شمارده مي شود كه همه انسانها بايد آن را اجرا كرده و از آنها پيروي كنند . اكر چه اسلام بر آن است كه دين مستقلي است ومستقيما" با وحي خداوند به محمد (ص) به وجود آمده ، اما نشانه هايي از تأثير اديان ديگر همچون يهوديت ، مسيحيت ، و زردشتي بر آن ديده مي شود .

بسياري بر اين باورند كه اسلام ، همان دين يهوديت است كه اشتياق به تبليغ دين نيز به آن افزوده شده و اخلاق آن ، نمونه كامل و عملي موعظه از فراز كوه ، شناخته شده است . ما بر اين باور نيستيم كه اين سخنان ، درست هستند ، اما به خوبي آشكار است كه اسلام و يهوديت ، هماننديهاي بسياري دارند  ، و اين نكته شگفتي نيست ، زيرا اسلام و يهوديت ومسيحيت ، ريشه پيدايش واحدي دارند و هر سه ، جزء اديان سامي هستند . در اين بخش ، خواهيم ديد كه بين اين اديان ، در مورد مفهوم خدا ، آخرت ، بهشت و دوزخ ، همانند يهاي بسياري وجود دارد . با اين وجود ، اسلام با ارائه ي روشي متمايز از زندگي كه آن را به صورت اصول دقيق زندگي روزانه به پيروان خود مي آموزد ، سيماي متمايزي به خود مي گيرد . محمد (ص) در جمعه 17 ربيع الاول ، سال عام الفيل هنگام طلوع آفتاب در مكه متولد شد . ولادت محمد(ص) با حوادث خارق العاده اي همراه بود ، در همان لحظه تولد همه بتهاي كعبه بر زمين افتادند ، ايوان كسري لرزيد و چهارده كنگره آن فرو ريخت . درياچه ساوه را كه سالها مي پرستيدند ، فرو رفت و خشك گرديد . آتشكده فارس كه هزار سال روشن بود ، خاموش شد و تخت همه پادشاهان جهان واژگون شد . آن حضرت در 6 سالگي مادرش را از دست داد .  در آن زمان ، عربستان سرزمين شرك بود و هرگونه آيين و رسوم افراطي و بت پرستي در آنجا رواج داشت . محمد(ص) عليه همه آنها ، به تبليغ دين كاملا" توحيدي و زندگي كاملا" اصولي و رها از هرگونه رسوم گرايي افراطي و يا بت پرستي پرداخت . بنابراين ، دين محمد (ص) به عنوان مصلح عقايد و اعمال مذهبي رايج در عربستان پديدار شد ؛ به گونه اي كه از اين ديدگاه مي توان نقش آن را با برخي از اديان ديگر ، همچون بوديسم و مسيحيت ، مقايسه كرد. محمد(ص)  در 25 سالگي وارد كاروان بازرگاني خديجه شد وسفري به شام رفت . دراين سفر راهبي او را شناخت واز آينده او به غلام خديجه خبر داد . خديجه نيز كه 40يا 45 سال داشت با شنيدن كرامات محمد(ص) ازدواج خود را به او عرضه داشت و پيامبر (ص) نيز با خديجه ازدواج كرد . پيغمبر از خديجه سه پسر داشت كه هر سه پيش از بعثت مردند وچهار دختر كه از ميان آنها ، تنها فاطمه زهرا (س) باقي ماند .  محمد (ص) در سن چهل سالگي ، با وحي خداوند كه به وسيله جبرئيل به وي ابلاغ شد ، به نبوت رسيد و مدت 13 سال در مكه مردم را به يكتا پرستي دعوت كرد . در حقيقت ، حتي پيش از وحي نيز نشانه هايي از حالت ها و ويژگيهاي برجسته روحاني در محمد (ص) ديده مي شد . او غالبا" براي دعا و تفكر ،در  غار حرا خلوت مي گزيد ؛ وي شيفته خلوت گزيني بود . سرانجام ، محمد (ص) از راه وحي الهي به نبوت رسيد . آوايي كه محمد (ص) در اين وحي شنيد ، چنين بود : « اي محمد ! تو رسول خدايي و من جبرييل هستم .»

سپس جبرئيل از محمد (ص) خواست كه آيه هاي زير را بخواند :

« بخوان به نام پروردگارت كه آفريد ، خدايي كه انسان را از لخته هاي خون آفريد . بخوان ! (بدان كه) پروردگارت ، كريم ترين است . خدايي كه نوشتن را با قلم آموخت و آنچه را كه انسان نمي دانست ، به او آموخت . »

محمد(ص) آن را خواند وجبرئيل از او جدا شد . اما پس از اين مكاشفه ، محمدم(ص) آكنده از ترس شد و پس از دلداريهاي خديجه و حضور دوباره ي جبرئيل وياداوري اينكه او پيامبر خداست ، به حالت نخستين بازگشت . در نخستين مرحله ، هنگامي كه محمد(ص) رسالت خود را آغاز كرد ، پيروان اندكي داشت و نخستين كساني كه به او ايمان آوردند ، همسرش خديجه و امام علي (ع) بودند . پس از كوششهاي بسيار ، براي ترويج اسلام ، آن حضرت در 28 صفر سال يازدهم هجري قمري در سن 63 سالگي در مدينه از دنيا رفت . آنگونه كه گفته شده ، اسلام ، دين كتاب است و تمام اصول اساسي اسلام ، در كتابي به نام « قرآن » گرد آمده است . قرآن ، واژه ها و سخنان خداوند است كه به وسيله جبرئيل بر محمد(ص) نازل شده است و چنانكه از ريشه آن بر مي آيد ، به معني قرائت كردن (خواندن) است . بنابر اين ، قرآن ، مطالبي است كه پيامبر اسلام براي پيروان خود قرائت كرد و آنان نيز آن را نوشته اند . افزون بر اين ، قرآن در اسلام ، كتاب ابدي و جاويد خداوند به شمار مي آيد . محمد(ص) آن را از جبرئيل گرفته و براي پيروان خود قرائت كرده است . بنابراين قرآن ، كتاب مقّدس الهي است كه به 114 سوره تقسيم شده و تمام اصول اساسي اين دين را در بر مي گيرد .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386;ساعت 11:50;  توسط ذاکر;  | 

نزول كتاب آسماني تورات بر حضرت موسي(ع)
 
كتاب مقدس `تورات` در ششم ماه مبارك رمضان بر حضرت موسي(ع)، پيامبر رهايي بخش بني اسرائيل از جور و ستم فرعونيان، نازل گرديد.(1) گفتني است كه از تورات و انجيل، به عهدين ]يعني عهد عتيق و عهد جديد[ ياد مي گردد(2) و به شهادت تاريخ و منابع موثق، هيچ يك از كتاب هاي آسماني پيامبران، جز قرآن كريم، چيزي بر جاي نمانده است و تمامي آن ها به دست طاغوت ها و ستمگران عصر نابود شده اند و آن چه كه هم اكنون به نام انجيل و تورات، در ميان پيروان مسيح و يهود وجود دارد، كتاب هاي اصلي آنان نيست. بلكه برداشت هايي از آن كتاب ها شريف است، كه از سوي پيشوايان مذهبي و مقدس اين دو كيش، تدوين و منتشر گرديده است و بي ترديد، دچار تحريف و زيادتي و كاستي هاي فراواني مي باشند.(3) 1- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 92 و ج3، ص 11؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 34 2- اسلام و عقائد و آرائ بشري (علامه يحيي نوري)، ص 404 و ص 445 3- همان، ص 405 و ص 454
+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386;ساعت 16:59;  توسط ذاکر;  | 

نزول كتاب آسماني انجيل بر حضرت عيسي(ع)
 
بنا به نقل نويسنده "وقايع الايام" نزول كتاب آسماني "انجيل" بر حضرت عيسي بن مريم(ع) در روز سوم ماه رمضان واقع گرديد،(1) ولي ابن كثير در يك روايت، نزولش را سيزدهم(2) و در روايتي ديگر در روز هيجدهم ماه رمضان دانسته است.(3) پس از عروج حضرت عيسي(ع) به آسمان، كتاب مقدس "انجيل" دستخوش تغيير و تحول و حتي نابودي گرديد. تا اين كه نخستين كتابي كه به نام "انجيل" به قيد كتابت درآمد، "انجيل ماركيون" بود، كه حدود 134 سال پس از ميلاد مسيح(ع) در آسياي صغير و يا در يونان تأليف گرديد. پس از آن، كتاب هاي ديگري از سوي مبلغان و پيشوايان مذهبي به نام "انجيل" تأليف شد.(4) در قرن چهارم ميلادي، پس از گرايش "كنستانتيس اول" امپراتوري روم به مسيحيت، كليساي مسيحيت با تشكيل انجمني به بحث و بررسي درباره انتخاب كتب معتبر و مقدس مسيحيت پرداخت و از ميان بيش از 160 انجيل و رسائل و تواريخ مربوط به مسيحيت كه در كليساها و مجامع مذهبي قرائت مي شد، تنها 27 كتاب را برگزيد و آن ها را در مقابل تورات كه به "عهد عتيق" معروف بود،"عهد جديد" ناميدند.(5) از ميان اين 27 كتاب، چهار كتاب در ميان مذاهب مختلف مسيحيت به عنوان انجيل برتر شناخته شد، كه عبارتند از: انجيل متي، انجيل مرقس، انجيل لوقا و انجيل يوحنا. تمامي اين كتاب ها، ده ها سال پس از عروج مسيح(ع) گردآوري شدند.(6) گفتني است كه از ميان كتاب هاي مقدس مسيحيان، "انجيل برنابا" كه خود "برنابا = BARNABAS" از حواريون حضرت مسيح(ع)، نويسنده آن بود، مطالبش با متون تاريخي مطابقت داشت و با اخبار قرآن مجيد درباره حضرت عيسي(ع) و داستان هاي وي موافقت زيادي داشت، ولي به عللي مورد تصويب كليساي مسيحيت قرار نگرفت و از گردونه خارج گرديد.(7) به هر روي، آن چه به نام "انجيل" هم اكنون در ميان مسيحيان و غير مسيحيان موجود است، انجيل اصلي حضرت عيسي(ع) نيست. بلكه روايات و برداشت هاي حواريون و يا شاگردان حواريون آن حضرت مي باشد. 1- وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 22 2- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج3، ص 11 3- همان، ج2، ص 92 4- اسلام و عقائد و آراء بشري (علامه يحيي نوري)، ص 452 5- همان، ص 445 6- همان، ص 448 7- همان، ص 453
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386;ساعت 16:54;  توسط ذاکر;  | 

نزول كتاب آسماني صُحف بر ابراهيم خليل الله(ع).
نخستين شب ماه مبارك رمضان: نزول كتاب آسماني "صُحف" بر ابراهيم خليل الله(ع). روايات فراواني كه دلالت دارند بر اين كه بسياري از كتب آسماني، از جمله پنج كتاب معروف آسماني (صحف ابراهيم، تورات موسي، زبور داوود، انجيل عيسي و قرآن مجيد) در ماه مبارك رمضان نازل شده اند.(1) از واثله بن اسقع روايت شده است، كه پيامبراكرم(ص) فرمود: صحف حضرت ابراهيم(ع) در نخستين شب ماه رمضان نازل گرديد.(2) گفتني است كه ابراهيم خليل الرحمن(ع) يكي از پيامبرهاي بزرگ الهي است، كه تقريباً دو هزار سال پيش از ميلاد، در شهر كوچك "اور = OUR" ديده به جهان گشود و با مشركان و كافران عصر خويش به مبارزه برخاست و در اين راه ناملايمات و سختي هاي فراواني متحمل شد و خانه خدا را تجديد بنا نمود. وي، جد أعلاي بني اسرائيل و انبياي يهود و بني اسماعيل و بسياري از عرب ها و حجازي ها است.(3) 1- نك: البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 92 و ج3، ص 11؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص34 2- البدايه و النهايه، ج3، ص 11 3- اسلام و عقائد و آراء بشري (علامه يحيي نوري)، ص 375
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386;ساعت 16:51;  توسط ذاکر;  | 

دين زردشت 

سرآغاز

دين زردشتي ، يكي از كهن ترين  اديان جهان است كه احتمالا" 2500 تا3000 سال ، پيشينه دارد . هم اكنون ، اين دين داراي  پيروان اندكي است و بسياري از آنان ، حتي در مورد ادعاي اين دين به عنوان دين زنده ، ترديد دارند . اما اين دين ، به دليل ارزش ذاتي آن به عنوان دين اخلاقي ونيز تأثير شايان توجه آن بر ادياني همچون يهوديت ، مسيحيت واسلام ، هنوز شايسته آن است كه در اينجا ، مورد بحث قرار گيرد .

زردشتي، دين ايران باستان وپارسيان سراسر جهان است (هر چند كه تعداد آنها اندك است) وحتي هم اكنون به اين دين عمل مي كنند . زردشت پيامبر كه روايت لاتين به Zoroaster مشهور است ، بنيان گذار اين دين ، و زنداوستا يا اوستا ، به عنوان كتاب مقدس دين زردشتي دانسته سده است . در مورد زمان واقعي تولد زردشت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد ، اما اين نكته كما بيش روشن است كه وي با بسياري از حكماي باستاني هند ودايي ، هم دوران بوده است . در زنداوستا ، نشانه هاي آشكاري از تأثير هاي ودايي به چشم مي خورد .

پيش از ظهور زردشت در صحنه مذهبي ايران باستان ، گرايش افراطي به برگزاري آيين ها ، مراسم خرافي ، كاهن پروري ، واينگونه كاري ناپسند در زمينه دين ، حكمفرما بود ونوعي چند خدايي مطلق در همه جا رواج داشت . اين آشفتگي ونا به ساماني در حوزه دين ، به خوبي در آغاز نخستين سرود گاتها در اوستا ، توصيف شده است . درآنجا گفته شده است كه بشريت گيج وپريشان ، به خداي آفريننده بزرگ ، نزديك شده و شكايت مي كند كه شرو بدي ، تمام زمين را را فرا گرفته است وبنابر اين ، بايد يك ناجي به سوي زمين بفرستد . به دنبال آن ، خداي بزرگ ، از فرشتگان درگاه خود مي پرسد كه آيا آنها مي توانند كسي را نام ببرند كه بتواند اين وظيفه را بر عهده گيرد . هنگامي كه فرشتگان ، ناتواني خود را نشان مي دهند ، خداوند بزرگ ، از زردشت به عنوان ناجي بشر نام مي برد واو را به زمين مي فرستد .

هر چند كه اين داستان ، اسطوره بنظر مي آيد ، اما نشانگر وضعيت نابسامان ايران باستان در زمان تولد زردشت پيامبر است . زردشت در آغاز ، همانند انساني معمولي با همسر (احتمالا" 3 همسر ) وفرزندان خود زندگي مي كرد ودر سن 30 سالگي بود كه يامي الهامي از سوي خداوند دريافت كرد . در كنار رودخانه اي ، فرشته وهومانا 9 بار به شكل انسان در برابر او پديدار شد . فرشته به زردشت گفت كه فقط يك خدا ؛ به نام اهورا مزدا وجود دارد واو (زردشت) بايد به عنوان پيامبر او خدمت كند . در سراسر 10 سال بعد ، زردشت الهام هاي ديگري نيز دريافت كرد وطي آنها ، هر يك از فرشتگان اهورا مزدا ، بر او پديدار شدند وحقايق ديگري را بر او آشكار كردند . زردشت ، بنابر الهام هاي دريافتي ، تبليغ حقايق مذهبي را آغاز كرد ، اما در آغاز ، موفقيتي به دست نياورد . او از سوي مردم ، به عنوان گستراننده ارواح شر و بدي محكوم شد . اما سرانجام ، موفق شد دست كم پسر عموي خود (maidhyomah )را به كيش خود وا دارد . سپس ، او وپسر عمويش ، به دربار وشتاسب در بلخ شتافتند . اين دو براي وادار ساختن پادشاه به كيش خود ، تلاش بسياري كردند ، اما نتوانستند موفق شوند ، تا آنگاه كه زردشت ، اسب بيمار پادشاه رابهبودي بخشيد . در اين هنگام پادشاه وهمگي درباريان ، همراه با مردم سرزمين او ، پيرو زردشت شدند واز آن به بعد ، نقطه عطفي در تاريخ گسترش دين زردشتي پديدار شد . در سالهاي بعد ، دين زردشتي به ياري پادشاه وحتي گاهي از راه جنگهاي مقّدس ، به سرعت گسترش يافت . زردشت در سن 77 سالگي به دست يكي از سربازان دشمن كشته شد . مهمترين اصلي كه زردشت به پيروان خود آموخت ، توحيد اخلاقي نوين او بود . زردشت با رد كردن ستايش خدايان گوناگون ، به پيروان خود آموخت كه اهورا مزدا ، يكتا خدايي است كه بايد پرستش شود . زردشت از اين سنت آريايي كه در وراي پرستش تمام خدايان گوناگون در دوران ودايي ، يك حقيقت را مي ديد ، به خوبي آگاه بود . وجود برتر ، كسي است كه خردمند ، او را به نامهاي گوناگون مي خواند . اين نكته ، از ويژگيهاي ايمان آريايي بود و زردشت ، به خوبي از آن آگاه بود . زردشت ، اهورا مزدا را اساسا" با واژه هاي اخلاقي توصيف كرد . او ، اهورا مزدا را والاترين نيكي نام نهاد وزندگي همراه با راستي ودرستي را به مردم آموخت تا به ياري آنان ، نيروي نيكي خداوند را تقويت كند . مهمترين دستورهاي 3 گانه اخلاقي زردشت ، پندار نيك ، گفتار نيك ، وكردار نيك بود ونشانگر شيوه اي است كه زردشت با توجه به آنها مي خواست آييني كاملا" اخلاقي وبدون هرگونه تشريفات گرايي و گرايش افراطي به آيين ها و مراسم بيهوده را پي ريزي كند .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386;ساعت 16:50;  توسط ذاکر;  |